تبلیغات
zaminiyam - خطبه غدیر

خطبه غدیر

جمعه 8 دی 1391 08:28 ب.ظنویسنده : آسمان آبی

 

.ستایش خداى راسزاست که در یگانگى‏اش بلند مرتبه و در تنهایى‏اش به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینش‏اش بزرگ است. ب‏آن‏که مکان گیرد و جابه ‏جا شود، بر همه

چیز احاطه دارد و بر تمامى آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.همواره ستوده بوده و

خواهد بود و مجد و بزرگىِ او را پایانى نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامى امور به سوى اوست.

http://www.abbasonline.com/

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

۱٫ستایش خداى راسزاست که در یگانگى‏اش بلند مرتبه و در تنهایى‏اش به آفریدگان نزدیک است؛ سلطنتش پرجلال و در ارکان آفرینش‏اش بزرگ است. ب‏آن‏که مکان گیرد و جابه ‏جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامى آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگىِ او را پایانى نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامى امور به سوى اوست.

۲٫اوست آفریننده آسمان‏ها و گستراننده زمین‏ها و حکمران آن‏ها. دور و منزه از خصایص آفریده‏هاست و در منزه‏بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونى‏بخش آفریده‏ها و نعمت ده ایجاد شده‏هاست. به یک نیم نگاه دیده‏ها را ببیند و دیده‏ها هرگز او را نبینند. کریم و بردبار و شکیباست. رحمت‏اش جهان‏شمول است و عطایش منّت‏گذار.

۳٫در انتقام بى‏شتاب و در کیفر سزاواران عذاب صبور و شکیباست؛ بر نهان‏ها آگاه و بر درون‏ها دانا، پوشیده‏ها بر او آشکار و پنهان‏ها بر او روشن است.

۴٫اوراست فراگیرى و چیرگى بر هر هستى. نیروى آفریدگان از او و توانایى بر هر پدیده ویژه اوست. او را همانندى نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریکستان لاشَى‏ء، جاودانه و زنده و عدل‏گستر؛ جز او خداوندى نباشد و اوست ارجمند و حکیم.

۵٫دیده‏ها را بر او راهى نیست و اوست دریابنده دیده‏ها. بر پنهانى‏ها آگاه و بر کارها داناست. کسى از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگى او از نهان و آشکار دست نیابد مگر او – عزّوجلّ – خود، راه نماید و بشناساند.

۶٫گواهى مى‏دهم که او «اللّه» است؛ همو که تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است. بى‏مشاور، فرمانش را اجرا، بى‏شریک تقدیرش را امضا و بى‏یاور سامان‏دهى فرماید. صورت آفرینش او را الگویى نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره‏جویى، هستى بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است. پس اوست «اللّه» که معبودى به جز او نیست؛ همو که صُنعش استوار است و ساختمان آفرینشش زیبا. دادگرى است که ستم روا نمى‏دارد و کریمى که کارهابه او بازمى‏گردد. و گواهى مى‏دهم که او «اللّه» است که آفریدگان در برابر بزرگى‏اش فروتن و در مقابل عزتش رام و به توانایى‏اش تسلیم و به هیبت و بزرگى‏اش فروتن‏اند. پادشاه هستى‏ها و چرخاننده سپهرها و رام‏کننده آفتاب و ماه که هریک تا اَجَل معین جریان یابند. او پرده‏ى شب را به روز و پرده‏ى روز را – که شتابان در پى شب است به شب پیچد. اوست شکننده‏ى هر ستمگر سرکش و نابودکننده‏ى هر شیطان رانده‏شده. نه او را ناسازى باشد و نه برایش انباز و مانندى. یکتا و بى‏نیاز، نه زاده و نه زاییده‏شده، او را همتایى نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده کند و حکم نماید. بداند و بشمارد. بمیراند و زنده کند. نیازمند و بى‏نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیک آورد و دور برد. بازدارد و عطا کند. اوراست پادشاهى و ستایش. به دست تواناى اوست تمام نیکى. و هموست بر هر چیز توانا.

۷٫شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودى جز او نیست؛ گران‏مایه و آمرزنده؛ اجابت‏کننده‏ى دعا و افزاینده‏ى عطا، بر شمارنده‏ى نَفَس‏ها؛ پروردگار پرى و انسان. چیزى بر او مشکل ننماید، فریادِ فریادکنندگان او را آزرده نکند و اصرارِ اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد.

۸٫نیکوکاران را نگاهدار، رستگاران را یار، مؤمنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است؛ آن که در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است.

۹٫او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه مى‏گویم برشادى و رنج و بر آسایش و سختى و به او و فرشتگان و نبشته‏ها و فرستاده‏هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن مى‏گذارم و اطاعت مى‏کنم و به سوى خشنودى او مى‏شتابم و به حکم او تسلیمم؛ چرا که به فرمانبرى او شایق و از کیفر او ترسانم. زیرا او خدایى است که کسى از مکرش در امان نبوده و از بى‏عدالتیش ترسان نباشد (زیرا او را ستمى نیست).

۱۰٫ و اکنون به عبودیت خویش و پروردگارى او گواهى مى‏دهم. و وظیفه خود را در آن چه وحى شده انجام مى‏دهم مباد که از سوى او عذابى فرود آید که کسى یاراى دورساختن آن از من نباشد هر چند توانش بسیار و دوستى‏اش (با من) خالص باشد – معبودى جز او نیست – چرا که اعلام فرموده که اگر آن‏چه (درباره‏ى على) نازل کرده به مردم نرسانم، وظیفه‏ى رسالتش را انجام نداده‏ام. و خداوند تبارک و تعالى امنیت از [آزار] مردم را برایم تضمین کرده و البته که او بسنده و بخشنده است.

۱۱٫ پس آن‏گاه خداوند چنین وحى‏ام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. اى فرستاده‏ى ما! آن‏چه از سوى پروردگارت درباره‏ى على و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ کن، وگرنه‏رسالت خداوندى را به انجام نرسانده‏اى و او تو را از آسیب مردمان نگاه مى‏دارد.»

۱۲٫ هان مردمان! آن‏چه بر من فرود آمده در تبلیغ آن کوتاهى نکرده‏ام و حال برایتان سبب نزول آیه را بیان مى‏کنم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوى سلام، پروردگارم – که تنها او سلام است – فرمانى آورد که در این مکان به‏پا خیزم و به هر سفید و سیاهى اعلام کنم که علىّ‏بن ابى‏طالب برادر، وصى و جانشین من در میان امت و امام پس از من بوده.جایگاه او نسبت به من به‏سان هارون نسبت به موسى است، لیکن پیامبرى پس از من نخواهد بود او (على) صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است.

۱۳٫ و پروردگارم آیه‏اى بر من نازل فرموده که: «همانا ولى، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر او و ایمانیانى هستند که نماز به‏پا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى‏پردازند.» و هر آینه علىّ‏بن ابى‏طالب نماز به‏پا داشته و در رکوع زکات پرداخته و پیوسته خداخواه است.

۱۴٫ و من از جبرئیل درخواستم که از خداوند سلام اجازه کند و مرا از این مأموریت معاف فرماید. زیرا کمى پرهیزگاران و فزونى منافقان و دسیسه‏ى ملامت‏گران و مکر مسخره‏کنندگان اسلام را مى‏دانم؛ همانان که خداوند در کتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را مى‏گویند که در دل‏هایشان نیست و آن را اندک و آسان مى‏شمارند حال آن که نزد خداوند بس بزرگ است.»

۱۵٫ و نیز از آن روى که منافقان بارها مرا آزار رسانیده تا بدانجا که مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور] نامیده‏اند، به خاطر همراهى افزون على با من و رویکرد من به او و تمایل و پذیرش او از من، تا بدانجا که خداوند در این موضوع آیه‏اى فرو فرستاده: «از آنانند کسانى که پیامبر خدا را مى‏آزارند و مى‏گویند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آرى سخن شنو است. ـ بر علیه آنان که گمان مى‏کنند او تنها سخن مى‏شنود ـ لیکن به خیر شماست، او (پیامبر صلى ‏الله علیه و آله و سلم) به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق مى‏کند و راستگو مى‏انگارد.» و اگر مى‏خواستم نام گویندگان چنین سخنى را بر زبان آورم و یا به آنان اشارت کنم و یا مردمان را به سویشان هدایت کنم [که آنان را شناسایى کنند] مى‏توانستم، لیکن سوگند به خدا در کارشان کرامت نموده لب فروبستم.

۱۶٫ با این حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر این‏که آن چه در حق على فروفرستاده به گوش شما برسانم. سپس پیامبر صلّى اللّه علیه و آله چنین خواند: «اى پیامبر ما! آن‏چه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده – در حق على – ابلاغ کن وگرنه کار رسالتش را انجام نداده‏اى. و البته خداوند تو را از آسیب مردمان نگاه مى‏دارد.»


برچسب ها: خطبه غدیر ،
آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر